پريشان از بی پريشانی...

اگر می دانستیم...

   راستی! با  تمام ِ وجود  زندگی‌کردن ، می‌دانی يعنی چه؟ چند حس داشتيم؟ پنج تا، فوقش شش تا! «شناخت» ما، زندگی ما، درک ما از آنچه می‌گوييم « واقعيت » ، محدود به همين پنچ شش‌تاست! تا به حال به اين فکر کرده ايد اگر يک حس کم داشتيم و يا زياد، چه می‌شد؟... اصلا فکر کنيد هيچکدام از اين پنج حس را نداريد: هيچ نمی بينيد، نمی شنوید، نمی بوييد، نمی چشيد، لمس نمی کنيد و عصب نداريد، بعد آيا در آن برهوت تاريک، می دانستيد کجا هستيد و که هستيد و چه می کنيد؟... می‌توانستيد بود و نبود چيزی را ثابت کنيد؟! چقدر محدوديم و از آنچه هست دور...

   ثانيه ثانيه نه! لحظه لحظه نگاه! ولخرجی تا چه حد؟ عادت تا چه حد؟ آيا اگر تو هم می دانستی به هرچه می نگري، خدا از پنهانِ آن به تو زل زده است، آرزو نمی کردی: « کاش کور بودم، جواب اين همه لحظه هايی را که به اشک آغشته نيستند، چه بگويم؟...»  مطمئنم «من» سر جای خودش نيست. رفته به گشت و گذار خاطره ها و آينده ها يا... خودش را به چيزی سرگرم کرده. شايد هم جايي، نمی دانم،‌ بعد از کودکی، خوابش برده.

   راستی! می‌دانستی  اگر  لحظه‌ای ! با تمام ِ ! وجود ، « احساس » می‌کرديم، متلاشی می‌شديم، پودر می‌شديم، ناپيدا می‌شديم...

 

حاشيه۱- هميشه ميگم اين مدت، برهه‌ی گذره! بايد بگذره و به زودی باز! می تونم خوب بنويسم و خوب ببينم!... هميشه فراموش می کنم که هيچوقت چنين اتفاقی نيافتاده و نخواهد افتاد که باز!... هر چه هست در خم همين کوچه ای ست که می گذريم... منتظر چيزی نبايد بود! چيزی که می خوايم همينجا، درون ماست، و از همين «حوضچه اکنون» بايد چيزی صيد کنيم... يادم باشه، سفر افقی نيست و مقصد هم افق نيست. سفر عموديست و به عمق بايد رفت. و مقصد همان جاده است... يادم باشه، گلايه نکنم از اين خواب بزرگ زندگي، که اگه اين خواب ِ پريشان‌از بی‌پريشانی نبود، منم اينجا نبودم!...

حاشيه۲- از اونجايی که خيلی از دوستان از مدل قالبی که می ساختم خوششون می اومد و سفارش ساختشو می دادن، و از اونجايی که منم معمولا به علت کمبود وقت! و مشغله فراوان! شرمنده دوستان می شدم و يا خيلی دير واسشون می ساختم و يا کلا يادم می رفت! پی چاره ای شدم تا شرمنده دوستان نشم! برای همين قالبساز آنلاين رو طراحی کردم تا هم تمرينی باشه برای برنامه نويسی PHP و Java Script و CSS و هم چيز بی سابقه ای رو ارائه کرده باشم که به درد همقطارای وبلاگنويس بخوره. ديگه دوستان وبلاگنويسی که می خوان خودشون قالبشونو طراحی کنن اما تا الان نمی تونستن می تونن با کمک اين برنامه و يه خورده سليقه قالب دلخواهشونو بسازن. فعلا يه ساختار کلی داره که همون چيزيه که واسه خيلی از دوستان درست کردم. يعنی در واقع اگر خودم می خواستم برای درخواست دهندگان قالبی بسازم از همين ساختار استفاده می کردم... امکاناتشم کم کم بيشتر می کنم تا انعطاف پذيرتر بشه... پس اين شما و اين هم اولين برنامه قالبسازی آنلاين برای وبلاگها ...

  
نویسنده : حامد ; ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ،۱۳۸٤