سهراب... +ضميمه مسافرت

دانلود نرم افزار گزينه اشعار سهراب سپهري: پايين اين نوشته

‍«‍‍ سهراب سپهري » شاعر و نقاش معاصر، در سال 1307 در كاشان به دنيا آمد.‍ تحصيلات عاليش را در رشته نقاشي با كسب رتبه نخست و دريافت مدال درجه اول علمي به پايان رساند.‍ زبان شعري سهراب ( كه پيرو سبك نيمايي بود) در برخي اشعار او به ظاهر ساده و بي آلايش و در برخي ديگر آميخته با مفاهيم عرفاني و فلسفي و همراه با نمادهايي است كه محصول سفرها و آشنايي او با آيين هاي بودايي و نيز انديشه هاي عرفاي بزرگ ايراني و اسلامي است.‍ او با ادبيات اروپايي و شرقي آشنايي داشته و از او ترجمه هايي نيز باقي مانده.‍ همچنين كتابي به نثر به نام «اتاق آبي» از او به يادگار مانده.‍‍ تمام كتابهاي شعرش (مرگ رنگ، زندگي خوابها،آوار آفتاب، شرق اندوه، صداي پاي آب، مسافر، حجم سبز و ماهيچ،مانگاه) را در اواخر عمر خود در «هشت كتاب» جمع نمود (خرداد1356)  و سرانجام در اول ارديبهشت سال 1359 بر اثر سرطان خون در گذشت.‍‍ »‍‍


     امّا ما، نسلي كه او را نديده ايم چگونه راحت احساسش مي كنيم؟
     بدون ترديد  سهراب در شعرهايش حضور دارد و ما چهره او را با تمام خصوصياتش در ‍‍«‍شعر هايش» مي بينيم و احساس مي كنيم.
     او از «مرگ رنگ» براي ما مي گويد و از ‍«‍زندگي خوابهايش». از «آوار آفتاب» و «شرق اندوه» نهاد بشري، از دوست داشتن و از زندگي مي گويد. او صداي پاي آب را مي شنود، باران را احساس مي كند و براي ما ازطراوت دريا مي گويد. او چشم هايش را در اين باران شسته، جور ديگر مي بيند و به همه ندايي همرنگ يك تحول سر مي دهد كه ‍:«‍ چشم ها را بايد شست ‍/ جور ديگر بايد ديد‍/‍ واژه ها را بايد شست ‍/‍ واژه بايد خود آب ، واژه بايد خود باران باشد... ‍» « و صدا خواهم در داد: اي سبدهاتان پر خواب!‍ سيب آوردم، سيب سرخ خورشيد... »‍‍
     تمام زندگيش هماني است كه در شعرهايش مي بينيم. از «مسافر» برايمان مي گويد و از مسير سفر. سفري «پي آواز حقيقت»...  و از «حجم سبز» خود در جايي كه ‍«‍ تا نسيم عطشي در بن برگي بدود/ زنگ باران به صدا مي آيد»‍:‍‍ « پشت هيچستان، پشت درياها، مردم بالا دست». از تنهايي خود «در ابعاد اين عصر خاموش» ميگويد و ‍«‍ از شبيخون حجم دوست ‍»‍ : ‍«‍ خاصيت عشق ‍» . مژده ميدهد « خواهم آمد، و پيامي خواهم آورد...».و از ندايی كه همواره مي شنود و او را به دورها می خواند ميگويد... ‍ و سر انجام از اوج « نه-من » ، درّه « او » :‍ «ما هيچ، ما نگاه»...
     اين سهرابي است كه فروغ فرخزاد درباره اش چنين مي گويد:‍‍

     ‍« سپهري با همه فرق دارد، دنياي فكري و حسّي او براي من جالب ترين دنياهاست. او از شهر و زمان و مردم خاصي صحبت نمي كند،او از انسان و زندگي حرف مي زند و به همين دليل وسيع است. در زمينه وزن راه خودش را پيدا كرده. اگر تمام نيروهايش را فقط صرف شعر مي كرد آن وقت مي ديديد كه به كجا خواهد رسيد.»‍‍‍

     و احمدرضا احمدي مي گويد: « كوشش منتقدان ما در زبان شعر سهراب سپهري كه فقط به دنبال وزن نيمايي بودند كوششي عبث بود. وزن خوب و يا نثر خوب و بد وجود ندارد انديشة خوب و بد است كه وجود دارد. سپهري كه سكوت و انزوا سپري براي زندگيش بود در خلوت از آزمون هاي شگفتي عبور كرده بود‍...»‍‍‍‍

     و ليلي گلستان چنين از شعر و زندگيش مي گويد:« با شناخت بيشتر سهراب متوجه مي شويم كه هرگز زندگي اش از آثارش جدا نبوده است. سهراب همان بود كه مي ديدي، همان بود كه مي خواندي...  لازم نبود او را از نزديك بشناسي تا به خصوصياتش پي ببري، دست سهراب با وجود شعرها و نقاشي هايش رو بود. چيزي براي پنهان كردن نداشت. هر چه داشت در طبق اخلاص گذاشته بود و تقديمت كرده بود، و چه صفايي به تو داده شده بود و چه نجابتي به تو هديه كرده بود...»‍‍

     سهراب در ماست و ما با خواندن شعرهايش خود را كشف مي كنيم و با احساس کردن آنها زيبايي هايی را كه به آنها عادت كرده ايم و نمي بينيم، احساس می کنيم.  سهراب هيچ وقت نمرده. صداي «آب را گل نكنيم» اش هنوز بر لب جويبارها شنيده مي شود كه مي گويد:«پرم از سايه برگي در آب/ چه درونم تنهاست».

سهراب هميشه تنهاست . او چون نيلوفر پيچنده ايست كه در بيشه دور، « دور تماشاي خدا» مي پيچد...

حاشيه ۱-  سلام! ممنون از پيامهايی که برام گذاشتين و از اينهمه لطفتون .سعی ميکنم به وبلاگ همتون سر بزنم! متن وبلاگ رو هم اين دفعه درباره سهراب نوشتم. اميدوارم بخونيد و همراه من باشيد. طبق نوشته های دفعه پيش من نرم افزار « گزينه اشعار سهراب سپهري» رو آماده کردم تا امکان دانلودش رو تو وبلاگم بذارم ( البته گفتم اگه بتونم ! ).اونايی هم كه تازه اومدن... تاريخ قبلی وبلاگ رو هم بخونن! تو ادامه يه سری مشخصات کامل و نکته هايی رو درباره اون می نويسم.

۱- مقدار حجم:   ۱.۲۳۳ KB

۲- تحت ويندوز ۹۸ فاسی يا XP و ... دارای فونتهای فارسی . تک فايلی و exe (مطمئن باشين ويروس نداره!!! می تونين با نورتون آخرين ورژن چک کنين!)

۳-شامل:   

                  * ۴۴ شعر منتخب از هشت کتاب

                  * متن کتاب اتاق آبی

                  * متن مقدمه کتاب آوار آفتاب

                  * قابليت چاپ اشعار !

                  * متنی درباره سهراب ( که در بالا نوشته شده )

شما می تونين اين نرم افزار رو از لينک زير دانلود کنيد. حتما نظرتون رو بگين!:

دانلود نرم افزار گزينه اشعار سهراب سپهری

به دوستاتون خبر بدين

حاشيه۲- يه چيزايی رو هم بايد بگم! شعرا رو خودم انتخاب کردم و اين ۴۴ شعر، اشعاری هستند که زيبايی اونا رو بيشتر احساس کردم و در حالی که چند شعر بسيار معروف رو ننوشتم، شعرهای زيبای ديگه ای رو اضافه کردم. تعداد شعرهای منتخب کتاب حجم سبز نيز بيشتر از باقی کتاباس.  اين برنامه رو از مهر سال پيش شروع کردم و تو سالی که پشت کنکوری بودم تکميل ترش می کردم. سعيم اين بوده که اين برنامه رو تو کمترين حجم ممکن که روی فلاپی جا بشه تهيه کنم. به هر حال اميدوارم از اين برنامه راضی باشين. حتما بعد از ديدن نرم افزار بياين اينجا و نظرتون رو بگين: پيشنهادی، انتقادی، ... و اگه يه وقت مشکلی تو اجراش داشت. ممنون.

حاشيه۳- امروز يعنی ديروز! روز تولد سعيد جون بود: stzcd . وبلاگش معروفه اگه نرفتين برين:‌ www.stzcd.persianblog.ir 

 تولد تولد تولدت مبارك!!!

حاشيه۴- بازم بياين اين طرفا!! خوشحال می شم!... نمی دونم چرا انقدر نوشتم طولانی می شه!! راستی نظر يادتون نره!!!

 

--------------------------------------------------------------

شنبه ،  ۱/۶/۸۲

..........::::::::::: گوش کن، جاده صدا می زند از دور قدم های تو را :::::::::::..........

سلام. من يه ۵-۶ روزی ميخوام برم مسافرت و نمی تونم وبلاگم رو به روز کنم. تو اين مدت می تونين نوشته های پايين رو بخونين تا من بيام! منم پيامهاتون رو تو اين مدت چک می کنم. ببخشين که نمی تونم فعلا به وبلاگاتون سر بزنم و جواب بدم. بعد حتما به همه سر ميزنم!  قول می دم وقتی برگشتم قسمتهايی رو برای عکسای ميکس شده و شعرام و ... بذارم. ضمنا هر کی خواست به من لينک بده، بگه تا منم بعد از سفر بهش لينک بدم. خلاصه تنهام نذارين و لطف کنين اگه دوست داشتين، اين وبلاگ رو و نرم افزارش رو به دوستاتون معرفی کنيد.( آخه راستش تعداد افرادی که نظر ميدن خيلی کمه! شيطونه ميگه برم يه وبلاگ با نام دختر بزنم!!!). پس تا نوشته های ديگه ای از دنيای تنهايی پاييز بارونی...

عبور بايد کرد، /صدای باد می آيد، عبور بايد کرد/ومن مسافرم ای بادهای همواره/مرا به وسعت تشکيل برگها ببريد... (سهراب)

--------------------------------------------------------------

  
نویسنده : حامد ; ساعت ٤:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٢